علي بن حسين انصارى شيرازى
419
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
ديسقوريدوس گويد خوشطعمتر از شفتالو بود و بمعده نيكوتر از وى بود و خوزى گويد مسهل صفرا بود و مولد خلط غليظ بود و خشك وى چون بجوشانند و نقيع آن بياشامند مسكن تشنگى بود و مبرد بود معده بغايت و تبهاى حاره را نافع بود و اگر در معده طعامى بود فاسد كند و بگذرد و اولى آن بود كه اگر در معده بقيتى طعام بود بخورند از پى آن سكنجبين بخورند و گويند نيم درم مصطلى و نيم درم انيسون با ميعه ممسك خورند اگر مغز استخوان آن خورند غثيان آورد و مداواى وى بقى كنند پس بربوب فواكه ترش غوره و اترج و ليمو روغن مغز استخوان وى بواسير را نافع بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : مشمش بكسر دو ميم لغت عربيست و بيونانى ارمينافن و برومى اصافو و بپارسى زردآلو و خشككردهء آن را قيسى و خوبانى نيز نامند و بتركى اردك ابو ريحان مىنويسد : مسيح گويد زردآلو را برقوق گويند و برومى ارميناقون لاتين PRUNUS ARMENIACA فرانسه ABRICOT انگليسى APRICOT مشك هندى سعد هندى بود و گفته شد مشط الراعى دينساقوس است و گفته شد مشكطرامشيع مشكطرامشير نيز گويند و آن فودنج برى بود بشيرازى رنك گويند و از خواص وى آنست كه چون گوسفند بر وى چرا كند بعوض شير خون از پستان وى بيرون آيد و طبيعت آن گرم و خشك بود در سئوم و گويند خشكى وى در چهارم بود و رطوبات لزج از سينه و شش بيرون آورد و شراب وى عظيم سودمند بود و غش و كرب را و وى حيض و بول و دم نفاس براند و سنگ گرده بريزاند و مقدار مأخوذ از وى يك مثقال بود و وى از غايت افراط ادرار كه در وى هست بعوض بول خون براند و مصلح آن آب مورد بود يا بلوط و جهت درد رحم نافع بود و جالينوس گويد چون دنكى از وى سحق كنند و با روغن بلسان بسرشند و زن فرزجه به خود برگيرد درد زايل كند و اسحق گويد قولنج را نافع بود چون دانكى سقمونيا و دانكى از وى سحق كرده و يك درم كثيرا باده درم خميره بنفشه بسرشند و با آب گرم بياشامند و ارنياسوس گويد كسى كه شهوتش منقطع شده باشد در هر سه روز يك روز نيم درم از وى سحق كرده با سه درم تخم خربوزه و دو درم مسكه ميش و بيست درم عسل بخورد شهوت زياده شود و چون بياشامند و بخور كنند بچه بيندازد و وى مضر بود به سفل و مصلح آن گويند سركهء خمرى بود و بدل وى قرومانا است و جالينوس گويد بدل وى در ادرار عدس مر بود دو وزن آن و شاپور گويد بدل آن اكليل الملك بود و گويند بدل آن شقايق است صاحب مخزن الادويه مىنويسد : مشكطرامشيع مشيع بكسر ميم اول و بفتح ميم دوم اسم نبطى است و فهلوى نيز گفتهاند و بشيرازى رنك گويند و در ماهيت قسمى از پودنه جبلى است و قوىترين اقسام آن ابو ريحان در صيدنه تحت عنوان مشك طرامشير مىنويسد : بعضى او را مشك طرامشيع گويند و بلغت رومى او را ديقطمينون و تالسفيس گويند و اطباى فارسى آن را مشك طرامشير نامند لاتين ZIZYPHORA CRISTATA مصطكى بپارسى كندر رومى خوانند و بسريانى كيا و برومى مسطخى و بيونانى سخنيوس گويند و آن را علك رومى خوانند و كيه گويند و آن صمغى سفيد بود و سياه بود و آنچه رومى بود سفيد بود و آنچه سياه است معروف به نبطى بود كه در وى تخفيف سختتر از سفيد بود و قوت قبض در وى كمتر بود و وى لطيفتر و سودمندتر بود از كندر و گويند حدت وى كمتر از مجموع صمغها بود و طبيعت آن گرم و خشك بود در دويم و گويند تر است و قبض در اجزاى وى يكسان بود يعنى در عروق و ورق و قضبان و اغصان و اطراف و ثمر و لحاء آن و عصاره و ورق آن و قشر بيخ آن قايممقام اقاقيا و عصاره لحية التيس بود جهت